<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فردای نو </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/</link>
<description>داستان ...شرح احوال شخصی و نظرات اجتماعی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 08:56:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اسباب کشی </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;اسباب کشی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;معمولا وقتی مناسبتی می آید یا واقعه ای رخ می دهد تلقی ام با تلقی عادی و رائح فرق می کند. گاه این تلقی ها کارهای سخت را برایم آسان می کند و گاه کارهای بسیار آسان را طاقت فرسا . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اسباب کشی به نظر من یکی از سخت ترین کارهای دنیاست . حالا اگر مثل من اسباب کشی از شهری به شهر دیگر باشد که واویلاست . ماجرا وقتی سخت تر می شود که بخواهی همه ی بارش را تنهائی بر دوش بکشی . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آدم وقتی می خواهد اسباب کشی کند تازه می فهمد چقدر چیزهای بیخودی جمع کرده . . . چقدر امانت از این و آن نگه داشته . . . چقدربه صاحب خانه اش برای خرابی خانه مدیون شده . . . تازه می فهمد که چقدر یکجا نشستن و بی تحرکی خوب است . . . چقدر بد است موقتی بودن . . . می فهمد که هر قدر فامیل و کارگر هم که اطرافش باشند سر آخر خودش تنهایی باید از وسایلش محافظت کند که نشکنند که خراب نشوند . . . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;همه ی این عوامل در این مدت مرا به این فکر فرو برد که برای آن اسباب کشی بزرگ چه کرده ام ؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;زمانی در مدت این چند هفته بر من نگذشت که در حین انجام سخت ترین کارها به این نکته فکر نکنم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اسباب کشی از این جهان . . . اسباب کشی به قبر . . . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;از قضا اشتراکات زیادی با آخرین اسباب کشی من دارد :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چیزهای بیخودی زیادی دارم در اخلاقم . . . در رفتارم . . . در گفتارم . . . درمادیاتم . . . در دیونم و در دلم که بی هیچ دلیلی جمعشان کرده ام . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کلی امانت دارم که به دیگران بر نگردانده ام . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;به صاحب این خانه ی مجلل و بزرگ و پیچیده ( دنیا) کلی مدیونم . کلی به خانه اش و اهالی خانه اش خسارت زده ام که واقعا جبران کردنش را نتوانم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;همیشه فکر کرده ام که این خانه ( دنیا ) برایم دائمی است در صورتی که هم خودم می دانستم موقتی است و هم صاحب خانه ام همیشه به انحاء مختلف یادآوری ام کرده که اینجا خانه ی تو نیست . . . خانه ی من است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سهمناک ترین اشتراکش هم این است که باید تنهای تنها مواظب خودت باشی . مواظب وسایل درون ات . مواظب کرده ها و ناکرده هایت . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اما یک تفاوت بزرگ و ترسناک هم دارد که در طول این مدت دائما و عاجزانه از صاحب خانه ام خواستم مرا در این تفاوت یاری کند و آن این است که در اسباب کشی های ما همه چیز معلوم است . امانت هامان می دانیم مال کیست شماره هاشان را داریم آدرسهاشان را داریم توان داریم برای باز پس دادنشان . با صاحب خانه بالاخره کم و زیاد به توافق می رسیم و راضی اش می کنیم . خانه ای خوبی برای اقامت پیدا می کنیم که سرگردان نمانیم . . . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;این آخری مرا سه هفته است که ویران کرده . . . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بار نکرده هایم زیاد است . . . غلط کرده هایم فراوان است . . . صاحب خانه را چگونه راضی کنم ؟ . . . واز همه بدتر خانه ای ندارم برای نشیمن در آن دنیا . . . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مگر فقط صاحب خانه یاری کند . . . و الا بیچاره ام&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 08:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> داستان کوتاه : آزمایش </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;داستان کوتاه : آزمایش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خواب و خوراک نداشت . مدام خوابهای مشوش می دید . صبح که بر می خاست انگار نه انگار که ساعتها خوابیده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زردی صورتش توی ذوق می زد . سفیدی موها خبر از رسیدن زمستان عمر می داد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست و پایش درد می کرد . تحمل شنیدن حتی آرام ترین صدا را نداشت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساعتها کتاب خواندن به دقیقه ها رسیده بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حوصله ای برای شنیدن موسیقی نمانده بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمد و شد و تکرار آدمها مثل رژه ی دل آزاری می ماند برایش . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه می گفتند احتمالا بیمار هستی ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجبورش کردند به چکاب کامل پزشکی برود و همه ی آزمایش ها را انجام دهد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;. . . همه ی آزمایش ها را انجام داد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر آخر . . . چندین بسته دارو روی میز ریخت که خوردن هیچ کدامشان تاثیری به حالش نداشت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;. . . کاغذ آزمایش همه چیز وجود انسان را نشان نمی دهد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;. . . از همه چیز خسته شده بود &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 06:08:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;روزگاری چند است که به طرز حساسیت آوری از شعارهای سیاسی خسته و رنجور شده ام .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چند وقتی است که در روزنامه ها و سایت ها دنبال تحقق و اجرائی شدن شعارهای طیف های مختلف سیاسی کشور می گردم و اینکه از مقایسه آنها با هم چه چیز دندان گیری در خواهد آمد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به قول یکی از بزرگان ،کشور ما خدمت گزار پر مدعا و تنبل نمی خواهد .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سیاسی کاری ،تخریب و اطلاق بد یا خوب به هر کدام از جریانهای سیاسی داخل کشور منطقا قابل دفاع نیست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;کشور ،کشور ماست و باید برایش کاری کرد و کار کردن برای وطن این نیست که بنشینیم که جریان موافق ما روی کار بیاید تا اگر شد اگربه ما مقام دادند اگر سن مان و توانمان و خانواده مان و شرایطمان اجازه داد برایش کاری کنیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در باد موافق و موج همراه حرکت کردن چندان سخت نیست .&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;آنچه دشوار است کار کردن در شرایط و موقعیتی است که خیلی حرفها ،خیلی کارها،خیلی جریانات و خیلی نظریات را قبول نداریم و در عین حال برای وطنمان برای شهرمان و برای مردم مان کاری بکنیم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته کشور ما به فرهیختگانی که نظریه پردازی کنند و در مقام نقد باشند نیاز دارد اما اتفاق تلخی که اخیرا در میان اقشار مختلف جامعه و بخصوص جوانان افتاده ( که حتما نتیجه ی تلخ برخی ندانم کاری های افراد مختلف است ) نا امیدی مطلق و خزیدن در بوته ی انتقاد مطلق و نداشتن راهکار برای برونرفت از وضعیت فعلی است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر هدف همه ی منتقدان نهایتا عزت ایران و ایرانی است ( که حتما هست ) باید کاری کرد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;... نباید نشست  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;باید راهکار ارائه کرد . باید با ساختار همین دولت ولو اینکه به این ساختار در مقام نقد اشکالات فراوانی وارد است به نحوی کار کرد . باید کاری کرد که مردم ثمره ی کار ما را حس کنند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سوال من این است که : مردم در معادله ی سیاسی منتقدین یا دولتمردان کجا هستند ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر منتقدین دولت و حامیان دولت همزمان شعار حمایت از مردم سر می دهند چرا ( اغلب )مردم در این میان روی خوشی به هیچ روی این سکه ندارند ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چرا مردم با الفاظ کلی همه را سر و ته یک کرباس می دانند و سر آخر می گویند ما گرفتار زندگی خودمان هستیم ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخشی از جواب این سوال این است که حتما مردم در رفتار منتقدین و حامیان نشانه ی امیدوار کننده ای ندیدند . حتما مردم انتظار کار وتلاش بیشتری دارند . حتما برای رضایتمندی مردم پارامترهای مهم تری باید مورد توجه قرار گیرند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;من ،امروز ،در کشور ایران به این نتیجه رسیده ام که نه موج انتقاد و نه موج ادعا به درد مردم نمی خورد . باید برای مردم کار کرد . باید به مردم احترام گذاشت . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;باید به مردم نشان داد که خادم آنها هستیم ( نه فقط شعار بدهیم ) باید مردم لطافت احترام و حس زیبای آرامشي را كه دستاورد حرکت ماست در خانه هاشان ،در مغازه هاشان ،در دل هاشان حس كنند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به من نگوئيد اگر بخواهيم اين گونه شود بايد فلاني فردا استعفا دهد يا فلاني ها را بگيريم و در بند كنيم و فلاني ها را حد بزنيم تا اين گونه شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;من مي گويم با همين كشور با همين دولت با همين ساختار با همين مردمي كه خسته اند از شعار دادن از ادعا شنيدن و عمل نديدن با همين مردمي كه خوب اند و هميشه همراهند با همين مردمي كه مي آيند اگر صدايشان كنيم با همين مردمي كه صبر مي كنند تا ما كار كنيم . با همين مردمي كه با ترافيك و دود و كمبود و هر چه كرديم ساختند چه مي شود كرد ؟؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگوئيم هيچ كار نمي شود كرد ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگوئيم ما تا زماني كه فلاني نرود و فلاني نيايد دست روي دست خواهيم گذاشت ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگوئيم در ساختاري كه خراب است كار از پيش نمي رود ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگوئيم ما كه كاري نمي توانيم بكنيم !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگوئيم كار از بالا خراب است يا كار از زير ساخت خراب است ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و هم نگوئيم كه چون حزب ما قدرت ندارد نمي آئيم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;من مدعي ام اگر هر كس هر كجا هست فكر كند كه آنجا مهم ترين جاي دنياست  ،يا نه ،مهمترين جاي ايران است ،باز هم نه ،مهمترين جاي همان شهر است كه آن فرد مشغول كار است و تمام همتش ، تلاشش و هدفش اين باشد كه در آن وضعيت كاري كند كه اولا نزد وجدان و خدايش مقبول افتد و ثانيا چشم بينا و قضاوتگر مردم او را امين بدانند و از كارش رضايت داشته باشند قطعا روزگار ما بهتر خواهد شد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;. . . قطعا بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر .&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;. . . قطعا احساس كرامت انساني حاكم خواهد شد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كجاست صداي آن نازنين مردي كه شبها در چاههاي كوفه ناله مي زد كه قدري همه ي ما را به اعتدال و جانبداري حقوق انساني و هواداري كرامت آنها توصيه كند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كجاست كه باز ما را به سان مالك اشترش بنشيند و موعظه كند به اينكه چگونه بايد براي مردم كارسازي كرد و كاردان بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كاش جان مسيحائي اش در ما دميده شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كاش صبر ايوبي اش به اخلاق مان پيوند شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كاش روح بلندش كه دشنام مخالفين اش را نيز مي شنيد ما را ياري كند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كاش همت يكدانه اش و نيت پاك آباداني و عملگرايانه اش بازوانمان را توان بخشد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=3&gt; . . . و كاش تنها ذره اي و نفخه اي از ايمان مطهر و معنويت اش در ما زنده شود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; . . . كاش غديرانه ي ما همين ها شود و بس . . .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 07:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دست محبت </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;من اين ماجرا را خواندم و دوستش داشتم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دوست داشته ام را گفتم در وبلاگم بگذارم : &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;روزی زني نزد ابن سینا آمد تا کتابی به او هدیه کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ابن سینا دوست نداشت از او چيزي قبول كند اما نمی خواست دل زن برنجاند پس گفت :&quot;من عهد کرده ام غیر از خدا از کسی چیزی قبول نکنم.&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; زن گفت : &quot; که ای شیخ من از تو تعجب می کنم، تو چرا این حرف را &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;می زنی؟! غیری اینجا نیست، آن دستی که برای محبت دراز می شود، آن &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#006600 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;دست خداست&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600 size=4&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 10:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متروی تهران </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>در خیابانهای تهران که آدم راه می رود البته هوائی برای نفس کشیدن نیست اما چیزهای زیادی برای دیدن هست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من تصمیم گرفتم از زیر این خیابانها و از مترو شروع کنم که این روزها یک بار صبح و یک بار شب وقایعش را رصد می کنم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولا به نظر من حمل و نقل عمومی یکی از شاخصه های سنجش میزان پیشرفت یک کشور است و هر قدر این امر به سهولت ،سریع تر و ایمن تر انجام پذیرد قطعا می توان در رتبه ی بهتری آن را جای داد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادم هست زمانی یکی از دوستان ام که در لندن درس می خواند می گفت متروی لندن جای مناسبی برای فهم اقوام و ملل ساکن در انگلستان و انواع زبان های آنجاست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه در متروی تهران فقط یک بار در این مدت یک نفر اهل ژاپن دیدم و نمی توان گفت ملل مختلفی در آن تردد می کنند اما حتما می توان گفت که متروی تهران : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- آینه ی تمام قد اتفاقات اجتماعی و سیاسی تهران است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- انعکاس لهجه ها و اقوام مختلف ایرانی است که معلوم است هجرت را آخرین راه نجات دیده اند و برای کار به تهران آمده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- نشان دهنده ی نسبی سطح اقتصادی مردمی است که ازمترو استفاده می کنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴ - بخوبی نشانگر این است که قربانی آخرین کینه ی سیاسی دولت به شهردار مردمی هستند که دولتمردان محترم سنگش را به سینه می زنند .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و سر آخر نشانه ی خوبی برای فهم این است که شما در یک کلان شهر هستید . کلانشهری که مردمش به برخی قواعد زمخت کلانشهر نشینی عادت کرده اند . صبر مردم در این ازدحام . دم بر نیاوردنشان در این تعلل (ظاهرا) عمدی رانندگان مترو و گهگاه و زبانم لال استفاده از وقت در حال به هدر رفتن در مترو با مطالعه و گوش دادن موسیقی و سخنرانی . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;. . . به این میگن یک تجربه ی زیر خاکی ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 07:01:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدارسی با دوربین </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;5&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;در حاشیه ی نصب دوربین در مدارس &lt;img src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/7/38569_157.jpg&quot; /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 15:31:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امجد ما در مشهد </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;شیخنا محمود امجد به مشهد خواهد آمد و مدت هشت روز از وجودش بهره خواهیم برد &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;جهت اطلاع دوستان ایشان مجلس وعظی با حضور این عالم فرزانه در &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسینیه مرحوم محمد تقی بجنوردی &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;واقع در مشهد . خیابان امام خمینی . کوچه سجادی . سجادی 4 . &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمان : از روز یکشنبه (88/5/11) لغایت جمعه (88/5/16)&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;صبح ها از ساعت 5:45 لغایت 7 برگزار خواهد بود &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;...خانمها هم می توانند تشریف فرما شوند ...&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 22:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان کوتاه : آب پاشی</title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-161.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;داستان کوتاه : آب پاشی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;کسی را دیدند که زیر باران ،ابریق (آفتابه)بدست گرفته و به عادت هر روزه جلوی دکان خویش آب &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;می پاشد . به وی گفتند : &quot; این چه کارسخیفی است زیر باران ؟! &quot; پاسخ داد : &quot; مشتری به آب پاشی من به دکان وارد شود نه به آب پاشی آسمان &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 06:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=161</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-161.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوال و جواب </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;، از مردم&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه آن جالب بود&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سؤال&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از اين قرار بود: نظر خودتان را&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;راجع به &lt;/B&gt;&lt;B&gt;راه حل&lt;/B&gt;&lt;B&gt; كمبود غذا در&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ساير كشورها صادقانه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; بيان كنيد؟&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و جالب اینکه كسي جوابي&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نداد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;چون در آفريقا كسي نمي دانست &apos;غذا&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&apos; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يعني&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چه؟&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در آسيا كسي نمي دانست &apos;نظر&apos; يعني چه؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در اروپاي شرقي كسي نمي دانست &apos;صادقانه&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&apos; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يعني چه؟&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در اروپاي غربي كسي نمي دانست &apos;كمبود&apos; يعني&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;چه؟&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;و در آمريكا كسي نمي دانست &apos;ساير كشورها&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&apos; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يعني چه؟&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Mar 2009 09:15:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر به اصفهان </title>
<link>http://fardayeno.blogfa.com/post-143.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;با گروهی از همکارانم در روابط عمومی برای شرکت در دوره آموزشی فشرده ای به اصفهان رفتیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  . . . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 04:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fardayeno&amp;postid=143</comments>
<dc:creator>fardayeno</dc:creator>
<guid>http://fardayeno.blogfa.com/post-143.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
