روی زمینی زندگی می کنم که همه اش را به اسم من سند زده اند .
. . . در انجیل
. . . در قرآن . . . در تورات
. . . . حالا منم و زمین و آسمان و درختان
. . . و این همه هیاهو
. . . به من بگو زندگی کجاست؟
. . . به من بگو من کجایم ؟
یا نه ، به من بگو زمین کجاست ؟
+ نوشته شده در
86/09/11ساعت 21:45  توسط محمد طاهری
|
دم دمان غروب بود که بخشيدم همه مال دنيا را يکجا ،به تمام مردم دنيا
. . . مال دنيا آدم فسرده را چه کار ؟
باران مي باريد ديشب که ؛ يکجا سند زدم همه ي زمينهاي عالم را در " محضر شماره ي دو" به نام همه مردم دنيا
. . . در محضر دو چشمان ترم .
ديشب غذا نان خوردم وپياز
و سر روي بالشي گذاشتم که بوي خاک ميداد
بالشي که تنها ارث پدرانم بود به من
وه چه چسبيد اين غذا
وه چه چسبید این خواب
+ نوشته شده در
86/09/10ساعت 0:12  توسط محمد طاهری
|