تبليغاتX
فردای نو

فردای نو

داستان ...شرح احوال شخصی و نظرات اجتماعی

داستان کوتاه : مادر

صبح اول وقت بیدار شدم کارهای خونه رو از شب قبل سرو سامون داده بودم که فردا تمام وقتم در اختیارش باشه.صبحانه رو آماده کردم منتظر شدم که زنگ خونه بصدا در بیاد روزهای سختی که برای اون می گذشت برای من قابل لمس بود ولی دریغ از اینکه بتونم کاری براش انجام بدم و این حس و حالت داشت مثل خوره منو می خورد. رنگ زردش اشکهای پنهانش بی اشتهایش داشت منو بکلی دیونه می کرد.یک ساعت شد . . .  دو ساعت شد ولی اون نیومد دلم بد جوری شور می زد حتما اگه نمی خواست بیاد خبرم می کرد.گوشی تلفن رو برداشتم هر چی زنگ زدم کسی جوابگو نبود این انتظار تا به ظهر طول کشید و من در حالت انتظاردست و پا می زدم .حدود ظهر تلفن زنگ زد . . .  اون طرف خط خودش بود به سختی کلماتش رو می فهمیدم . . .  گفت : " نگران نشو من حالم خوبه فقط..... "

. . . بعدها فهمیدم اون روز توی خلوت خودش عالمی داشته با عکسهای قدیمی . . . آخه اون 3 ماه قبل   مادرش رو از دست داده!!!!!

+ نوشته شده در  86/08/28ساعت 13:46  توسط محمد طاهری   | 

پر از معنا

این روزها این جمله برایم آن قدر معنا دارد که نهایت ندارد :

از آنچه درباره اش نتوان سخن گفت باید به سکوت

درگذشت (ویتکنشتاین)

+ نوشته شده در  86/08/23ساعت 18:59  توسط محمد طاهری   | 

شب نوزدهم

 

شبهاي قدر1_ شب نوزدهم :

 

سخنان ياسر ميردامادي درباره ي انگاره خدا از يونان باستان تا اسلام  ( متن سخن خلاصه گرديد ه است ) :

در يونان باستان "خدا " آميخته با اسطوره هاست همانگونه كه در اقوام ابتدائي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 18:30  توسط محمد طاهری   | 

پیش در آمد رمضانیه

شبهاي قدر _  پيش در آمد :   

چندي قبل نوشته بودم كه در موردشبهاي قدر و آنچه در آن شبها  . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/08/02ساعت 11:42  توسط محمد طاهری   | 

عشق !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

صورتش را در آینه نگاه کرد

                     . . . پر از خون شده بود

باورش نمی شد این رد پنجه ی همان کسی باشد که یکسال قبل ادعا می کرد عاشق اوست .

                        . . . دیشب برای هزارمین بار در این خانه دعوا شد

+ نوشته شده در  86/08/02ساعت 10:12  توسط محمد طاهری   |