تبليغاتX
فردای نو

فردای نو

داستان ...شرح احوال شخصی و نظرات اجتماعی

رمضان

 

. . . و من را بر هم می ریزد این شعر هر ماه رمضان :

این دهان بستی دهانی باز شد

تا خورنده ی لقمه های راز شد

لب فروبند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب

گر تو این انبان ز نان خالی کنی

پر ز گوهرهای اجلالی کنی

طفل جان از شیر شیطان باز کن

بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردی چرب و شیرین از طعام

امتحان کن چند روزی در صیام

چند شب ها خواب را گشتی اسیر

یک شبی بیدار شو دولت بگیر

+ نوشته شده در  86/06/28ساعت 17:4  توسط محمد طاهری   | 

آفتاب

آسمان که آبی می شود . . . دلم برایت می تپد

  . . .  آفتاب که بر چشمانم می زند . . . یاد تو در وجودم می دمد

باران که خیسم می کند . . . با یک نم . . . می شویدم سراسر هر چه دارم جز تو را

     . . . . ای آسمان من . . . آفتاب من

 . . ای اشک من همراه یادت همیشه

+ نوشته شده در  86/06/03ساعت 13:31  توسط محمد طاهری   |