تبليغاتX
فردای نو

فردای نو

داستان ...شرح احوال شخصی و نظرات اجتماعی

با همه یا تنها ؟

. . . و گفتم : "با خودم تنها كنم "

جايي بودم ......با كساني ... باهاشون حرف زدم ... با همه شون ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/30ساعت 14:27  توسط محمد طاهری   | 

داستان كوتاه : ماندگار

ماندگار

آن شب مثل خیلی شبهای دیگربا تشر وبد خلقی پدر خوابید . فرداي آن روز . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/26ساعت 12:21  توسط محمد طاهری   | 

داستان کوتاه : فردا

 یکی ازآخرین روزهای جنگ جهانی دوم وقتی پدر به دستور سران ارتش برای اعزام به مناطق جنگی از خانه بیرون می رفت با همان زبان کودکانه ازپدرپرسید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/24ساعت 21:48  توسط محمد طاهری   | 

سپاس از همزاد !!

مدتی پس از ورود من به دنیای اینترنت متوجه حضور همزادی با نام خودم شدم و به او لینک دادم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/24ساعت 21:29  توسط محمد طاهری   | 

داستان کوتاه . . . تکرار

تکرا ر

صندلی اش را رو به پنجره ی اتاق گرداند

اولین روزی را که ؛ کارکرد را به خوبی به یاد آورد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/23ساعت 18:10  توسط محمد طاهری   | 

نشست خبری

امروز نشست خبری رئیس جمهور با خبرنگاران بود . چیزی که بیشتر ازهمه برایم جالب بود این بود که . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/23ساعت 18:7  توسط محمد طاهری   | 

مطالب قدیمی‌تر