تبليغاتX
فردای نو

فردای نو

داستان ...شرح احوال شخصی و نظرات اجتماعی

. . . ضعفای قوم

این روزها که سیاسیون کشور و هر که کمترین حساسیتی به امر سیاست داشته و دارد در خصوص انتخابات و آنچه در موردش رخ داد هنوز آرام نگرفته من به مقتضای مسئولیت اداری خویش به بخشهایی از مشهد می روم و به پروژه های شهری در حال اجرا سر می زنم که دیدن و لمس کردنش برای خیلی ها می تواند منشاء اثر و تاثیر گذار باشد .

بسیاری از پروژه های در حال اجرای شهرداری در سطح شهر در مناطق بسیار کم در آمد و قشر نابرخوردار جامعه است که حداقل امکانات رفاهی و حتی حق برخورداری از هدایت فاضلاب و پس آب خود را به شبکه ی فاضلاب شهری ندارند . هر بار به این نقاط می روم به این فکر می کنم که اگر میر حسین موسوی ها و احمدی نژاد ها و کروبی ها و رضائی ها هر کدامشان سر کار می آمدند برای این ها چه فرقی می کرد ؟

برای اینهایی که در 8 سال خاتمی هم همین طور بودند . در 4 سال احمدی نژاد هم همین طور ماندند و اکنون آماده اند که همین گونه بمانند تا چهار سال های بعدی  . . . تا آخر عمر . برخی شان اراضی دولتی رابه طور غیر قانونی تصاحب کردند از فرط بی خانمانی و چهار تا میلگرد جوش دادند به هم (به عنوان اسکلت ساختمان ) و آجر بارش کردند که با کمترین لرزشی می ریزد .

بعضی هاشان زمین را قولنامه ای خریدند و بدون مجوز بنائی رویش تلمبار کردند به نام خانه (اما مثل کوخ ) بچه هاشان در کانال های فاضلاب بازی می کنند و دیدن بچه ای که پلاستیک کهنه های به گند کشیده شده را به دندان می کشد منزجرت می کند . جوانهاشان راهی بهتر از قمار برای کسب درآمد قانونی (!) ندارند .

درب هر خانه ی 40 متری که باز می شود سرازیر می شود از آن 8 یا 9 بچه ی قد و نیم قد که لباس و ظاهرشان بغضت را فرو می ریزد . یادم  نمی رود که 2 سال قبل احمدی نژاد به محله ی طبرسی دوم که محله ی نا برخوردار است در مشهد آمد  و وعده ی بازسازی و تخصیص اعتبارات دولتی داد اما نه تنها تحقق پیدا نکرد بلکه قیمت همان اراضی کشاورزی که به طور غیر قانونی به عنوان مسکونی فروخته می شد هم بالاتر رفت و بازار معاملات داغ تر شد . . .

مرا دردیست که شاید برخی از دوستان آنرا گاهی به سخره هم گرفته اند . . .

و آن درد این است که به من نگو که چه کسی رای می آورد یا آورده است یا برایش رای درست کرده اند به من بگو اگر دیگری می آمد برای اینها و هزاران هزار مثل اینها در سیستان و بلوچستان و تایباد و خاش و اهواز و بوشهر و . . . که همه شان را رفته ام و به چشم دیده ام چه خواهند کرد و چه کرده اند ؟؟

حال به من بگو آیا تفاوتی هم خواهد کرد برای این هایی که ضعفای این قومند اگر تو رای خود را بیابی که به نام که و برای که شمرده اند ؟

من می گویم نه تنها برای آنها که برای ما نیز تفاوتی نخواهد کرد . . .مگر اینکه این نظام اولا و بالذات و قبل از هر چیز به این اعتقاد رسیده باشد که " عدالت " یک مفهوم نیست که با آن بازی شود بلکه یک حق است که مردم بدون آن زیستن نتوانند . . . 

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت 11:22  توسط محمد طاهری   | 

. . . ودلم گرفت

اکنون قریب نیمه شب است .صدای زیبای پیانو روحم را تکان می دهد . دلم می لرزد . خیلی دلتنگش شده ام . یکسال شد که رفته است . آمدم پای این لعنتی تا برایش بنویسم که نیاید . . . که برنگردد . . . آمدم بنویسم برایش که می ترسم که تو را در همان گوشه ای بیندازند که اکنون ماوای فرهیختگان یک کشور شده است . وای خدای من ! چه سخت است که آدم به کسی که تمام گذشته اش را با او پیوند زده است و از دوری اش دلهره دارد بگوید که : " نیا " نیا . . . تو را به خدا برنگرد . . . بگذار این چند صباح دیگر نیز بگذرد . . . بگذار تا دست شوم " عدالت علوی " به کار نیفتد تا تو را چون خیل خوبان دیگر نیندازد در گوشه ی عزلت زندان . تا دور بمانی از خرده زنده مانی ای که داری  . . . آمدم پای این لعنتی نشستم تا برایش ایمیل بزنم " یاهو" باز نشد . مسنجر باز نشد . خدای من چه کنم ؟ کاش هیچ وقت نیاید . . . با دلتنگی ام چه کنم ؟ تو را به خدا نیا . . . همان جا بمان . اینجا . . .من . . .در ایران . . .در مشهد . . . در میدان شهدا . . . غریب ام . . . آری در وطن خودم غریبم . . . و تو . . . آنجا غریبی . . . به خدا غریبی دور از وطن شیرین تر است . حداقل می گویند دور بوده ای . . . تو را به خدا نیا . . . می ترسم بروی جایی که صدای باز شدن میله هایش دل هر بی مهری را می لرزاند . . . من با دلتنگی هایم می سازم . . . تو اما نیا . . . دست بردار از این در وطن خویش غریب

. . . نوشتم این را برای " عزیزی " که چون جان خویشتنش دارم . . . و دور است از وطن . . .و اکنون آهنگ بازگشت دارد . . . اما چون صدای عدالت خواهی سر داده است دل نگرانش هستم

+ نوشته شده در  88/04/08ساعت 0:21  توسط محمد طاهری   | 

داستان کوتاه : آب پاشی

داستان کوتاه : آب پاشی

کسی را دیدند که زیر باران ،ابریق (آفتابه)بدست گرفته و به عادت هر روزه جلوی دکان خویش آب 

می پاشد . به وی گفتند : " این چه کارسخیفی است زیر باران ؟! " پاسخ داد : " مشتری به آب پاشی من به دکان وارد شود نه به آب پاشی آسمان "

+ نوشته شده در  88/04/04ساعت 9:38  توسط محمد طاهری   | 

سخنان رهبری

دیروز رهبری در نماز جمعه تهران سخن گفت .

اول: ایشان که خود منتقد احساساتی شدن فضای کشور هستند به نظر می رسید در انتهای خطبه ی دوم چنین استشمامی از فرمایشاتشان می شد

دوم:  تاکید ایشان بر اینکه کسی از رای من خبر ندارد باز هم تکرار شد . نمیدانم با وجود اینکه ایشان جسته و گریخته به شخص مزبور اشاره نموده اند چه لزومی دارد دائما این تکرار انجام شود ؟!

سوم : به نظر می رسید لااقل این بار که فرد مورد نظر ایشان شمشیر را اینگونه (ظاهرا)در مقابله با فساد از رو بسته است ایشان سخنان قاطعتری درباره نوع مواجهه با فساد بیان کنند .

چهارم :ایشان فرمودند : جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست . من از ایشان سوال دارم . آیا نبود تعرفه ی اخذ رای برای صدها نفر که در صف مانده اند نوعی (نمیگویم خیانت ) بی تفاوتی به حساب نمی اید به رای مردم ؟ آیا جلوگیری از ورود نماینده قانونی نامزدها نوعی بی تفاوتی نیست ؟ آیا تبلیغ برای نامزد خاصی در پای برخی صندوقهای رای نوعی احمق دانستن مردم نیست ؟ به این موارد اضافه کنید برخی موارد دیگر را نیز .

پنجم :ایشان که در هر مناسبتی مردم را به حضور در خیابانها می خواند (۲۲ بهمن . روز قدس . . . ) چگونه شد که این بار رای مردم را در کف خیابانها نمی جوید ؟

ششم : در طول این بیست ساله ی گذشته همواره یک سوال از رهبری معظم دارم و آن اینکه اگر کسی در مقابل سخنان ایشان که اینگونه محکم و مدلل گفته می شود احتجاجاتی داشته باشد و اشکالات مستندی داشته باشد واقعا کدام تریبون در کشور به خود اجازه می دهد آن را چاپ یا پخش کند ؟ . . . این را در مقابل این فرمایش ایشان عرض کردم که ایشان به آتش کشیدن اتوبوس را دیکتاتوری می دانند اما این روش خود ایشان احیانا . . . احیانا . . . احیانا دیکتاتوری نیست ؟

 

+ نوشته شده در  88/03/30ساعت 10:11  توسط محمد طاهری   | 

انتخابات تمام شد . . .

قشنگترین حرفی که شنیدم این بود : کاش دوره ی تبلیغات کاندیداها چهار سال بود و دوره ی ریاست جمهوری ۲ ماه !

+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 9:34  توسط محمد طاهری   | 

انتخابات 3

۹ خرداد ۸۸ ساعت ۲۱:۴۵ مستند میر حسین پخش شد .

مستندی که بر خلاف مستند احمدی نژاد که فقط می خواست حس تراژیک به مردم الغاء کند بیشتر حس غرور و افتخار را تلقین می کرد . این مستند در بردارنده برخی برخوردهای مردمی در مواجهه با آنچه محمود احمدی نژاد " عدالت اسلامی - ایرانی " اش می خواند را بود

گریه های مستند میرحسین گریه های تلخ و شکوه آمیز و اعتراضی نهفته بود نه گریه های احساس مدار.

نظر سنجی های انجام شده در خصوص میزان آرای کاندیداها از سوی سازمان بازرسی کل کشور بر پیشی گرفتن میر حسین خصوصا در تهران خبر می دهد .

در مشهد نیز هدایتگران ستادهای میر حسین موسوی از سیل علاقه ی مردم برای در اختیار قرار دادن منازل و اماکن در اختیارشان برای ستاد و عدم توانایی ستاد مرکزی برای تحت پوشش قرار دادن همه آنها خبر داد .

بد اخلاقی احمدی نژاد در نشان دادن صحنه ای از فک پلمب نیروگاه هسته ای (که در زمان خاتمی رخ داد ) و تمام کردن آن به نام خود اعتراض برخی چهره های اصولگرائی را نیز برانگیخته است .

هنوز قسمت حساس ماجرا نرسیده است . . .

دو هفته ی پایانی سرنوشت سازتر خواهد بود .

+ نوشته شده در  88/03/10ساعت 9:56  توسط محمد طاهری   | 

انتخابات 2

مصاحبه ها و مستندهای تلویزیونی کاندیداها را پی گیری می کنم .

کروبی در نشست خبری اش با مرتضی حیدری بیش از چیزی که از او در دوره ی قبل دیده بودیم پخته و سنجیده سخن گفت . او همچنین در پاسخ به حیدری در خصوص سوال اختصاصی اش در مورد اقتصاد کشور به ایراد صدا و سیما در مورد اینکه اینگونه مناظره ها باید بین کارشناسان و تیم های اجرائی و فکری کاندیداها برگزار شود اعتراض کرد .

مستندی که با محوریت احمدی نژاد ساخته شده بود نیز ۸خردادماه (جمعه شب ) از شبکه ی یک پخش شد . مستندی بود که تمام تلاشش این بود که نشان دهد وی حتی یک لحظه هم در این چهار سال آرام نگرفته است . این مستند با افکت بسیار زیبا و غم انگیزی که احساس نزدیکی بیننده را به این کاندیدای (محترم!) القاء می کرد همراه بود . گریه های پیر زنی که خانه ای برایش تدارک شده بود  . . . گریه های دختر شهیدی که وی را پدر خود می خواند . . . گریه های پسری که بالای جایگاه با رئیس جمهور ایستاده بود و برای همشهریانش دست تکان می داد . . . گریه های دختری که قهرمان تنیس و ساکن فرانسه بود و وی را قهرمان ملی می خواند . . . نمی دانم کجای این فیلم را باید برای انتقاداتی که خیل کارشناسان داخلی و خارجی از ایشان می کردند و می کنند پر می کردند . . . البته اگر ایشان در آن جلسات پاسخ محکمی به منتقدین میداد و کسی به گریه می افتاد حتما آنرا نیز پخش می کردند .

+ نوشته شده در  88/03/09ساعت 9:22  توسط محمد طاهری   | 

انتخابات 1

 چه مردم خوبی هستیم ما ایرانی ها که بعد از این همه فشار داخلی و کج اندیشی حاکمانی که تنها غرور و اندیشه شان بیشتر کردن سطح تسلط خودشان و نهادهای زیر مجموعه شان بر مردم است باز عکس میر حسین و کروبی و احمدی نژاد به ماشینهامان می چسبانیم و راه می رویم . . . بدین امید که اصلاحاتی رخ دهد . . .

من از کلمه ی " اصلاحات " متنفرم . کلمه ای که احمدی نژاد هم لغلغه اش می کند ( و با گشت ارشاد و اصلاح رفتار شهروندان و گرایش مردم به سوی ولایت امام زمان و فقیهان ترجمه اش میکند ) . . . میر حسین دوری می کند از آن و در عین حال زمزمه اش می کند و کروبی مدام تکرارش می کند . . . بیچاره محسن رضائی که توی این آشفته بازار امید پیروزی نیز دارد

از جو انتخاباتی این کشوم متنفرم . . .

بوی گند می دهد برایم

+ نوشته شده در  88/03/04ساعت 10:59  توسط محمد طاهری   | 

هیچ  . .  .

+ نوشته شده در  88/02/22ساعت 11:54  توسط محمد طاهری   | 

فردا . . . میر حسین موسوی . . . مشهد

فردا میر حسین موسوی بعد از 20 سال خواهد آمد تا به طور رسمی مواضع سیاسی خود را اقشار مردم مشهد بازگو کند . . . مردم مشهد معمولا از لحاظ سیاسی از شهرهایی چون تهران ، اصفهان ، شیراز کمتر اهل تحلیل و بررسی و اظهار نظرهای بی محابا هستند اما به هر حال با اینگونه سفرهای سیاسی موجی از بیان سیاسی در جامعه براه خواهد افتاد . . . تا چه شود

+ نوشته شده در  88/02/02ساعت 20:32  توسط محمد طاهری   | 

ادبیات های متفاوت / مشکلات یکسان

دیروز میر حسین موسوی در نشست خبری اش گفت :

"من اصلاح طلبی هستم که دائما به اصول مراجعه می کنم "

. . . من نسبت به میر حسین هیچ احساس روحی و روانی و ذره ای خوشبینی سیاسی ندارم . اما واقعا از حرفش خنده ام گرفت .

نه به خاطر حرف موسوی بلکه به خاطر اینکه چه قدر بعد از انقلاب از اینگونه شعارهای زیبا داده شده و تقریبا در عمل همه به نحوی مردم را تحت فشار تحریم های جدی تری قرار داده اند .

سردار سازندگی بودن هاشمی مردم را زیر بار تورم له کرد و باز هم رفسنجانی دست از شعارهایش بر نداشت .

اصلاح طلب بودن خاتمی باز هم مردم را زیر بار اختلافاتش با رهبری نظام و نهادهای زیر نظر او تحت فشار گذاشت .

اصولگرائی افراطی احمدی نژاد و سیاستهای ندانسته ی اقتصادی او باز هم مارا به این وضعی انداخت که افتد و دانی . . .

خدا بخیر کند اصلاح طلبی را دائما به اصول مراجعه می کند . . .

شاید جمع بین فشارهای رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد در انتظار مردم باشد . . .

و شاید زبانم لال بر طرف شدن همه ی این فشارها . . .

. . .که البته بعید است

+ نوشته شده در  88/01/19ساعت 11:24  توسط محمد طاهری   |