این بار بی بی سی مطرح کرد . برای کسانی که وثاقت این دستگاه خبری را بیش از بقیه می دانند شاید قابل بهره باشد .
من قبلا هم در اینجا و اینجا نوشته بودم که ادعاهای غرب در خصوص مسئله ی هسته ای ایران به نظر به نحو غیر معقولی برای بارگشائی راههای اختلاف و تضعیف هر چه بیشتر جایگاه بین المللی ایران است .
این بار رابرت کلی، پژوهشگر ارشد پروژه تسلیحات هسته ای در مرکز مطالعات بین المللی
صلح استکهلم و بازرس ارشد سابق آژانس که سابقه ای تقریبا ده ساله از بازرسی های مختلف برای آژانس بین المللی انرژی
هسته ای سازمان ملل متحد داشته گفته :
" من در ابتدای خدمتم برای آژانس در عراق با هانس بلیکس کار کردم. بعد دوباره
به آژانس برگشتم و با محمد البرادعی کار کردم. هر دوی آنها حقوق بین الملل
خوانده و بسیار دقیق بودند. آنها فقط به اطلاعاتی استناد می کردند که به
اصطلاح مو لای درزش نرود و قابل اثبات باشد. در حال حاضر چنین به نظر می
رسد که آژانس آماده است هر شایعه ای که می شنود را مطرح کند و با ایران بر
سر آن مشکل پیدا کند "
نکته اینکه : بارها و بارها در روزنامه های امریکائی و اروپائی مهم و مطرح از زبان تحلیل گران و سیاست مداران گوناگونی مخالفت با ادعاهای غرب علیه ایران را خوانده ام . نقل مطلب از بی بی سی برای این بود که برخی دوستان به شدت این مجموعه را وثیق می دانند علیرعم اینکه تنها در مورد عملکرد مدیریت شهری تهران که همین جا دم دست ما بوده دست کم چندین مورد خلاف واقع گزارشهایی نقل شده در این دستگاه خبری .
نکته ی دیگر اینکه : بنظرم مسئله ی هسته ای ایران مسئله ای نیست که لازم باشد مخالف و موافق حاکمیت یا موافق و مخالف دولت در خصوص آن مواضعی مختلف بگیرند . دست کم در این یک مورد که به قول غرب پاشنه آشیل ایران و به قول ما حق مسلم ماست ، توافق ، خیلی وجهه ی بین المللی قضیه را متفاوت خواهد کرد
+ نوشته شده در
91/02/27ساعت 0:27  توسط محمد طاهری
|
اگه اگه
اگه
اگه
زندگی ما انگار ، روی تعداد زیادی " اگر " استوار شده است
باور کنید اصلا مهم نیست اگر یکی از این " اگر " هامان جور نشد و درست از آب در
نیامد باور کنید مهم نیست
" اگر " های تازه می تراشیم و برایشان می دویم و انرژی می گذاریم و قطعا
می رسیم به تعداد قابل توجهی از آنها
. . . کاش می توانستم بیشتر توضیح دهم
+ نوشته شده در
91/02/21ساعت 1:47  توسط محمد طاهری
|
سه هزار میلیارد تومان . . .
یکصد میلیون یورو . . .
اینا که میگن چقدری هست ؟؟؟
+ نوشته شده در
91/02/14ساعت 14:36  توسط محمد طاهری
|
وقتی پای حلالیت گرفتن از آدمها برای رفتن به سفر ، باز می شود به زندگی ات
. . . آن وقت می فهمی چقدر مدیونی به همه.
به کسی که هر روز برایت چایی می آورده.
به راننده میونی.
به نگهبان اداره مدیونی.
به همسایه مدیونی.
به کارمند مدیونی.
به مدیر مدیونی.
به دوستان مدیونی.
به همسر مدیونی.
به خانواده مدیونی .
به کسانی که از عمق جان دوستشان داری یک دنیا مدیونی .
به پدر و مادر مدیونی.
به همه . . . مدیونی.
به همه . . . مدیونی.
به همه . . . مدیونی.
. . . به همه مدیونم.
کاش حلالم کنند.
کاش فرصتی دست بده ، به بهانه ی رفتن به اینگونه سفرها ، وقت کنیم یکبار زندگی مان را روابطمان را بدهی های مادی و معنوی مان را بتکانیم . . .
اصلا بذارین این جوری بگم : شاید مهمتر از اصل این جورسفرها این حلالیت گرفتنه باشه . . .
حلالیت هایی که در شرایط عادی براحتی رخ نمی ده .
تا میگی می خوام برم مکه . . . به عظمت و جلال یکی د یگه ،
تا میگی دارم می رم کربلا به آبروی یکی دیگه ، به حرمت یکی دیگه راحت ، دلا راضی می شه
راحت تر آه می کشن و می بخشن.
به آبروی بزرگتری ، بی آبروئی های ما پاک می شود
کاش . . .فرصت کنیم بیشتر واسطه بتراشیم برای پاک کردن بی آبروئی هایمان .
+ نوشته شده در
91/02/11ساعت 2:53  توسط محمد طاهری
|
دیشب یکی از دوستان ، دوست دیگری را که نوزادش را در آغوش گرفته بود به من نشان داد و گفت :
" آقای طاهری ! شما هم یاد بگیر ! "
بی درنگ گفتم :
" معلوم است ایشان هنوز خیلی امید دارند به آینده ! "
همین !
+ نوشته شده در
91/02/06ساعت 22:34  توسط محمد طاهری
|
یکی از دوستانم آمده بود و پیغام خصوصی گذاشته بود که این حرفها را برای چه می زنی ؟
نفهمیدم منظورش از " برای چه " چیست !
همین قدر می دانم اگر همین یک جا هم برای نوشن هر چه دلم می خواهد تعطیل شود
دیگر هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییچ جا نمی ماند . . .
اینکه فکر کنیم حتما همه چیز باید دلیل داشته باشد در عصری که همه چیزش نسبی می نماید
خیلی توهم نیست ؟ ؟
+ نوشته شده در
91/02/03ساعت 14:49  توسط محمد طاهری
|
باران بارید باران زیاد بارید
آن مرد زیر باران آمد
باران . . . مرد . . . آینده
. . . عاقلان دانند
+ نوشته شده در
91/01/30ساعت 11:55  توسط محمد طاهری
|
کرم ضد آفتاب : سال قبل همین موقع 8000 تومن
امسال ، الان : 17000 تومن !!
ببخشید . . . ما که حرفی نزدیم .
داروخونه هم نزدیک نارمک سراغ داشتین آدرس بدین . بخدا ثواب داره . . .
+ نوشته شده در
91/01/24ساعت 9:9  توسط محمد طاهری
|
جهت استحضار :
امشب رفتم خرید
لامپ کم مصرف شمعی 4500 تومان
لامپ صد عادی 500 تومان
میوه : دو عدد کاهو کوچک . پرتقال 2 کیلو . خیار 2 کیلو . سیب زمینی 2 کیلو . پیاز 2 کیلو . کدو و بادمجان جمعا 2 کیلو . هندوانه یکعدد . گوجه 2 کیلو . طالبی 3 عدد . اندکی توت فرنگی جمعا : 100.000 تومان
. . . هیچی ! الحمدلله
ما که حرفی نزذیم حالا !
لطفا اطراف نارمک ( ؟! ) نزدیکی های منزل کسی(؟) اگر میوه فروشی و الکتریکی ارزان فروش هست ؛ یاری کنند آدرس بدهند . . .
+ نوشته شده در
91/01/21ساعت 21:23  توسط محمد طاهری
|
. . . هیچ وقت از نوروز خوشم نمیاد
. . . شاید ؛ چون فقط برای یک عده ای عید است
. . . و برای عده ای دیگر ؛با روزهای عادی هیچ تفاوتی ندارد
بهر دلیلی . مالی . روحی . فلسفی . خانوادگی . اجتماعی . کاری.سیاسی
. . . عید ؛ همیشه برای خیلی ها عید نیست
+ نوشته شده در
90/12/28ساعت 22:32  توسط محمد طاهری
|
این قدر
بزرگ هست که کسی بعد از شنیدن نامش نگوید : " کی هست ؟ "
"
دکتر حسن حبیبی "
دوازده سال
معاون اولی رئیس جمهور ، ریاست و عضویت صدها هیئت مدیره و اتحادیه ، استادی
دانشگاه و . . . ذره ایست در کنار آن همه فضل و کمالات شخصی اش .
اخلاق دارد
و ادب . . . که : ادب مرد به زدولت اوست .
متواضع است
. . . چون بید ، زیباست و فرو افتاده .
خلاصه اش
می کنم ؛ حوصله ی طولانی نوشتن ندارم مثل قبلا .
همایشی
داشتیم . همین چند روز قبل و رونمائی " کتاب تهران " .
کتابی
مشحون از عکس های تهران . از روزی که صنعتی به نام عکاسی وجود داشته تا همین امروز
.
"
حبیبی " را دعوت کرده بودیم برای رونمائی از این کتاب و سخنرانی کوتاهی .
به سختی
راه می رود . به سختی می نشیند . به سختی حرف می زند . انگار؛ اغلب باید روی تخت
باشد و لمیده .
کسی باید
زیر بغلش را بگیرد وعصا هم در دست دیگر .
کتاب را
رونمائی کرد و به سختی رفت و نشست برای چند دقیقه ای صحبت .

اینگونه
آغاز کرد :
" این
روزها کسی سراغ من را نمی گیرد ، کسی من را نمی بیند . بیرون نمی آیم از خانه .
کسی با من کاری ندارد . . . ( نفس عمیقی کشید . از ته دل انگار ، و ادامه داد : )
من هم با کسی کاری ندارم . . . ( و باز نفس عمیقی وباز ادامه داد : ) خیلی
هم بد نیست ! بهتره این جوری !! "
. . . دو
روز همایش علمی با سخنرانی های علمی متعدد و متنوع .
برای من و
جان خسته ی این روزهای من اما همین چند جمله ی ابتدائی"حبیبی" مغتنم
تر از تمام آن حرفها بود .
حالا می
شود گفت " حبیبی " کسی است که کنار بودنش هم مثل روزهای اوجش حرفها دارد
.
بیش از یک
هفته گذشته از آن روز .
در ذهنم
، مرور می شود این جمله که قبلش نفسی از ته دل برآمد: " خیلی هم بد
نیست ؛ بهتره این جوری !! "

+ نوشته شده در
90/12/19ساعت 22:9  توسط محمد طاهری
|